نظرسنجي

آخرين مطالب سايت

مطالب پر بازديد

آمار سايت
آمار مطالب يک ساعت پيش: 1
امروز: 1
اين ماه: 3
کل: 114
کل نظرات: 3866
آمار کاربران يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 4
کل: 140
بن شدگان: 8
جديدترين عضو: ice
آمار پست هاي انجمن يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 0
کل: 6
کل تاپيک ها: 3
افراد آنلاين عضو: 1
ميهمان: 1
مجموع: 2

کاربران آنلاين:
Search Robots

موضوع: آموزش و مشاوره    نويسنده: SaMa    تاريخ: امروز, 12:01    بازديدها: 0 نظرات: 0
از امروز تصمیم گرفتیم که هر هفته یکی از مشکلات احتمالی که ناشی از ویروس ها هستش رو مطرح کنیم تا اگه این مشکل رو داشتین بتونین رفعش کنین.

این هفته هم یه مشکلی که جدیداً تو اکثر فلش مموری ها ایجاد شده رو توضیح میدیم.

با ما همراه باشید...
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: خط خطي-2    تاريخ: 5 شهريور 1389    بازديدها: 134 نظرات: 20
سلام به همه ي دوستان سمپادي و غير سمپادي عزيز!
همه ي شما يا كنكور دادين و قبول شدين يا نشدين و يا اينكه هنوز كنكور ندادين!
دوستاني كه كنكور دادن ميتونن تجربيات ديگه شونو اضافه كنن تو نظرات!!
دوستان ديگه هم كه كنكور ندادن ميتونن با آينده ي نه چندان دورشون در ادامه ي مطلب آشنا بشن!!
 
ادامه مطلب


موضوع: آموزش و مشاوره    نويسنده: بازار    تاريخ: 21 مرداد 1389    بازديدها: 172 نظرات: 15
شاید بپرسید تو که خودت ادعای شاعری و نویسندگی داری چرا نوشته یِ یکی دیگه رو آپ می کنی.آره ادعام میشه ولی نمی دونم چرا هر وقت این داستان پائلو کوئلیو رو می خونم کل بدنم شروع می کنه به لرزیدن. واسه همین تصمیم گرفتم این مطلب رو بذارم سر سایت البته اگه از هفت خوان سانسور جونِ سالم در ببره.من اسم داستان رو می ذارم «بهشت کجاست»
مردي با اسب و سگش در جاده اي راه مي رفتند.هنگام عبور از کنار درخت عظيمي صاعقه اي فرود آمد وهمه را کشت.امامرد نفهميد که ديگر اين دنيا را ترک کــرده است.وهمــچنان با دو جانورش پيش مي رفت،پياده روي درازي بود،تپه بلندي بود،آفتاب تندی بود،عــرق مي ريختند وبه شدت تشنه بودند.در يک پيچ جاده،دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند که به ميداني با سنگ فرش طلا باز مي شد ودر وسط آن چشمه اي بود که آب زلالي از آن جاري بود.رهگذر رو به مرد دروازه بان کرد :-روز بخير...دروازه بان پاسخداد:روز بخير.. .- اينجا کجاست که اينقدر زيباست. - اينجا بهشت است.-چه خوب که به بهشت رسيديم ، خيلي تشنه ايم.دروازه بان به چشمه اشاره کردوگفت مي توانيــد وارد شويد وهر چه قدر دلتان ميخواهد آب بنوشيد. - اســب وسگــم هم تشنه اندنگهبان گفت: واقعا متاسفم ورود جانوران به اينجا ممنوع است مرد خيلي نا اميد شد چون خيلي تشنه بود اما حاضر نبود تنهايــي آب بنوشد.از نگهبان تشکر کرد وبه راهـش ادامه داد.پس از ايــنکه مدت درازي از تپه بالا رفتندبه مزرعه اي رسيدند راه ورود به اين مـــزرعه دروازه اي قديمي بود که به يک جاده خاکي با درختاني در دو طرفش باز مي شد.مردي در زير سايه درختان دراز کشيده بود وصورتش را با کلاهي پوشانده بود احتملا خوابيده بود.مسافر گفت:روز بخير.مرد با سرش جواب داد.-ما خيلي تشنه ايم.من،اسبم وسگم. مرد به جايي اشاره کرد ميان آن سنگ ها چشمه اي است.مي توانيد هر قدر که مي خواهيد بنوشيد.مرد اسب وسگ به کنار چشمه رفتندوتشنگي شان را فرو نشاندندمسافر برگشت تا از مرد تشکر کند مرد گفت هر وقت دوست داشتيد برگرديد-فقط مي خواهم بدانم نام اينجا چيست؟ -بهشت-.بهشت؟ام نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است.-آنجا بهشت نيست،دوزخ است.مسافر حيران ماند:بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نکنند.اين اطلاعات غلط ميتواند باعثِ سردرگمي زيادي بشود.-کاملا برعکس،در حقيقت لطف بزرگي به ما ميکنند چون تمام آنهايي که حاضر اند بهترين دوستانشان را ترک کنند همان جا مي مانند
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: nomad    تاريخ: 7 مرداد 1389    بازديدها: 156 نظرات: 17
در چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می کردند.(خوب اصلا خر ها به زنبور ها چه؟ خودشون مشکله اولیه رو درست میکنن ها)
روزی از روزهاخری برای خوردن علف به چمنزار می آید و مشغول خوردن می شود.
از قضا گل کوچکی را که زنبوری در بین گلهای کوچکش مشغول مکیدن شیره بود، می کند و زنبور بیچاره که خود را بین دندانهای خر اسیر و مردنی می بیند، زبان خر را نیش می زند و تا خر دهان باز می کند او نیز از لای دندانهایش بیرون می پرد.اخه مگه دندونای خر چقدر فاصله بینشون بوده که این زنبوره له نشده همون اول به حق چیزا ی ندیده(درست گفتم؟))
خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد می کند، عر عر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال می کند.
زنبور به کندویشان پناه می برد.
به صدای عربده خر، ملکه زنبورها از کندو بیرون می آید و حال و قضیه را می پرسد.
خر می گوید :
زنبور خاطی شما زبانم را نیش زده است باید او را بکشم
ملکه زنبورها به سربازهایش دستور می دهد که زنبور خاطی را گرفته و پیش او بیاورند. سربازها زنبور خاطی را پیش ملکه زنبورها می برند و طفلکی زنبور شرح می دهد که برای نجات جانش از زیر دندانهای خر مجبور به نیش زدن زبانش شده است و کارش از روی دشمنی و عمد نبوده است. ملکه زنبورها وقتی حقیقت را می فهمد، از خر عذر خواهی می کند و می گوید:
شما بفرمائید من این زنبور را مجازات می کنم.(بیا اینم از زنبورها که میگن نظمو انضباط دارن میخوان سره خرو شیره بمالن اما خره مگه خره که اینجوری خر بشه؟)
خر قبول نمی کند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر می کند که نه خیر این زنبور زبانم را نیش زده است و باید او را بکشم.
ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر می کند(اخی جوان ناکام به خاطر یه خرییت میمیره). زنبور با آه و زاری می گوید:
قربان من برای دفاع از جان خودم زبان خر را نیش زدم. آیا حکم اعدام برایم عادلانه است ؟
ملکه زنبورها با تاسف فراوان می گوید:
می دانم که مرگ حق تو نیست. اما گناه تو اين كه با خر جماعت طرف شدی که زبان نمی فهمد و سزای کسی که با خر طرف شود همین است
پس بیاید با هم عهد کنیم که با خر ها طرف نشویم
 
ادامه مطلب


موضوع: آموزش و مشاوره    نويسنده: SaNi    تاريخ: 31 تير 1389    بازديدها: 122 نظرات: 7
به نام خدا


سلام بر بروبكس اينورو اونور !(هيچ ور ديگه اي قبول نيستا!) tongue
نميدونم راجع به اين يكي پست چي ميگين اما ميذارمش تا ببينم چي ميشه!!! feel


بعضی از آدم ها خود را تنها موجود زنده این زمین نمیدانند آنها مغرور نیستند و انقدر به انسان بودن خود پز نمیدهند.


همه مخلوفات خدا
[center][/center]
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: admin    تاريخ: 26 تير 1389    بازديدها: 129 نظرات: 7
انجمن گفتگو یکی از جدیدترین و مناسب ترین ابزارهای وب جهت تبادل اطلاعات مفید بین کابران اینترنت می باشد. کار با انجمن برای کاربرانی که سابقه فعالیت در این گونه انجمن ها را ندارد در ابتدا ممکن است کمی پیچیده به نظر بیاید اما واقعیت اینطور نیست. بلکه کار با انجمن های گفتگو بسیار آسان است. فقط به صرف اندکی زمان و حوصله نیاز دارد. اگرچه تا کنون انجمن های بیشماری در زمینه های مختلف از جمله مدارس سمپاد، دانش آموزان، فارغ التحصیلان و ... تاسیس شده اما هدف وبسایت اونور از راه اندازی چنین بخشی موارد زیر است:
-مطرح شدن مسائلی که در قالب وبلاگ قادر به بحث و مناظره در رابطه با آن نبودیم.
-دارا بودن موضوعات مختلف و متنوع برای علایق و سلیقه های افراد متفاوت.
-بازگشایی انجمنی با سبکی جدید و با شعار "بدون مرز" به این معنا که هر فرد، چه دانش آموز، دانشجو، سمپادی و یا غیر سمپادی می تواند در آن عضویت داشته باشد و به فعالیت بپردازد.

برای ورود و عضویت در انجمن اینجا کلیک کنید.
برای دیدن قوانین فعالیت در انجمن اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده راهنمای استفاده از انجمن اینجاکلیک کنید.
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: hello kitty    تاريخ: 25 تير 1389    بازديدها: 294 نظرات: 31
السلام و علیک یا دانش آموزات و دانش آموزان: ما خیلی وقت بود یه مطلب نذاشته بودیم گفتیم حالا هم یه مطلب بذاریم که کپی نباشه داش سیا غرش رو سر جون ما بزنه هم در باب طنز و سرگرمی باشه که با توجه به نظر سنجی آزاد و در دموکراسی تا حالا بیشترین مورد رو کسب کرده و البت چون کارنامه ها رو دادن و ما دیگه خرمون از پل گذشته گفتیم بیایم یه چند خط طنز در باب معلما بنویسیم که اگر در طول سال ازشون بد بختی کشیدیم حداقل آخر سال یه خیری لبخندی بیاد رو لبامون. در ضمن من زیاد طنزم قوی نیست بهم نگیرید اگر بد بود تمرین میکنم خوب میشه.
به دوستان علاقه مند توصیه میشه که ادامه مطلب رو بخونن، با تشکر.
 
ادامه مطلب


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 12 صفحه بعد


هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است.
"اونور" هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب نوشته شده توسط کاربران و نظرات آنها ندارد.
Copyright © 2010 By Unvar.ir, All Rights Reserved.
تبليغات