نظرسنجي

آخرين مطالب سايت

مطالب پر بازديد

آمار سايت
آمار مطالب يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 4
کل: 115
کل نظرات: 3868
آمار کاربران يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 3
کل: 140
بن شدگان: 8
جديدترين عضو: ice
آمار پست هاي انجمن يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 0
کل: 6
کل تاپيک ها: 3
افراد آنلاين عضو: 0
ميهمان: 1
مجموع: 1

کاربران آنلاين:
Search Robots

موضوع: خبرها    نويسنده: خط خطي-2    تاريخ: 5 شهريور 1389    بازديدها: 155 نظرات: 20
سلام به همه ي دوستان سمپادي و غير سمپادي عزيز!
همه ي شما يا كنكور دادين و قبول شدين يا نشدين و يا اينكه هنوز كنكور ندادين!
دوستاني كه كنكور دادن ميتونن تجربيات ديگه شونو اضافه كنن تو نظرات!!
دوستان ديگه هم كه كنكور ندادن ميتونن با آينده ي نه چندان دورشون در ادامه ي مطلب آشنا بشن!!
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: nomad    تاريخ: 7 مرداد 1389    بازديدها: 158 نظرات: 17
در چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می کردند.(خوب اصلا خر ها به زنبور ها چه؟ خودشون مشکله اولیه رو درست میکنن ها)
روزی از روزهاخری برای خوردن علف به چمنزار می آید و مشغول خوردن می شود.
از قضا گل کوچکی را که زنبوری در بین گلهای کوچکش مشغول مکیدن شیره بود، می کند و زنبور بیچاره که خود را بین دندانهای خر اسیر و مردنی می بیند، زبان خر را نیش می زند و تا خر دهان باز می کند او نیز از لای دندانهایش بیرون می پرد.اخه مگه دندونای خر چقدر فاصله بینشون بوده که این زنبوره له نشده همون اول به حق چیزا ی ندیده(درست گفتم؟))
خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد می کند، عر عر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال می کند.
زنبور به کندویشان پناه می برد.
به صدای عربده خر، ملکه زنبورها از کندو بیرون می آید و حال و قضیه را می پرسد.
خر می گوید :
زنبور خاطی شما زبانم را نیش زده است باید او را بکشم
ملکه زنبورها به سربازهایش دستور می دهد که زنبور خاطی را گرفته و پیش او بیاورند. سربازها زنبور خاطی را پیش ملکه زنبورها می برند و طفلکی زنبور شرح می دهد که برای نجات جانش از زیر دندانهای خر مجبور به نیش زدن زبانش شده است و کارش از روی دشمنی و عمد نبوده است. ملکه زنبورها وقتی حقیقت را می فهمد، از خر عذر خواهی می کند و می گوید:
شما بفرمائید من این زنبور را مجازات می کنم.(بیا اینم از زنبورها که میگن نظمو انضباط دارن میخوان سره خرو شیره بمالن اما خره مگه خره که اینجوری خر بشه؟)
خر قبول نمی کند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر می کند که نه خیر این زنبور زبانم را نیش زده است و باید او را بکشم.
ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر می کند(اخی جوان ناکام به خاطر یه خرییت میمیره). زنبور با آه و زاری می گوید:
قربان من برای دفاع از جان خودم زبان خر را نیش زدم. آیا حکم اعدام برایم عادلانه است ؟
ملکه زنبورها با تاسف فراوان می گوید:
می دانم که مرگ حق تو نیست. اما گناه تو اين كه با خر جماعت طرف شدی که زبان نمی فهمد و سزای کسی که با خر طرف شود همین است
پس بیاید با هم عهد کنیم که با خر ها طرف نشویم
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: admin    تاريخ: 26 تير 1389    بازديدها: 130 نظرات: 7
انجمن گفتگو یکی از جدیدترین و مناسب ترین ابزارهای وب جهت تبادل اطلاعات مفید بین کابران اینترنت می باشد. کار با انجمن برای کاربرانی که سابقه فعالیت در این گونه انجمن ها را ندارد در ابتدا ممکن است کمی پیچیده به نظر بیاید اما واقعیت اینطور نیست. بلکه کار با انجمن های گفتگو بسیار آسان است. فقط به صرف اندکی زمان و حوصله نیاز دارد. اگرچه تا کنون انجمن های بیشماری در زمینه های مختلف از جمله مدارس سمپاد، دانش آموزان، فارغ التحصیلان و ... تاسیس شده اما هدف وبسایت اونور از راه اندازی چنین بخشی موارد زیر است:
-مطرح شدن مسائلی که در قالب وبلاگ قادر به بحث و مناظره در رابطه با آن نبودیم.
-دارا بودن موضوعات مختلف و متنوع برای علایق و سلیقه های افراد متفاوت.
-بازگشایی انجمنی با سبکی جدید و با شعار "بدون مرز" به این معنا که هر فرد، چه دانش آموز، دانشجو، سمپادی و یا غیر سمپادی می تواند در آن عضویت داشته باشد و به فعالیت بپردازد.

برای ورود و عضویت در انجمن اینجا کلیک کنید.
برای دیدن قوانین فعالیت در انجمن اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده راهنمای استفاده از انجمن اینجاکلیک کنید.
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: hello kitty    تاريخ: 25 تير 1389    بازديدها: 299 نظرات: 31
السلام و علیک یا دانش آموزات و دانش آموزان: ما خیلی وقت بود یه مطلب نذاشته بودیم گفتیم حالا هم یه مطلب بذاریم که کپی نباشه داش سیا غرش رو سر جون ما بزنه هم در باب طنز و سرگرمی باشه که با توجه به نظر سنجی آزاد و در دموکراسی تا حالا بیشترین مورد رو کسب کرده و البت چون کارنامه ها رو دادن و ما دیگه خرمون از پل گذشته گفتیم بیایم یه چند خط طنز در باب معلما بنویسیم که اگر در طول سال ازشون بد بختی کشیدیم حداقل آخر سال یه خیری لبخندی بیاد رو لبامون. در ضمن من زیاد طنزم قوی نیست بهم نگیرید اگر بد بود تمرین میکنم خوب میشه.
به دوستان علاقه مند توصیه میشه که ادامه مطلب رو بخونن، با تشکر.
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: nomad    تاريخ: 15 تير 1389    بازديدها: 617 نظرات: 70
این مطلب هم توی همون سایته توسط بنده خوانده شده و چون توی سایت حرفای بدبد زده بودن اسمشو نمیگم زشته یاد میگیرید من مثله یه دختر خوب مطالبی که مورد ندارنو واستون به زبون خودم نقل میکنم(البته باید بگم که حرفایه بدبد توی قسمت چتشون بوده اما اگر اسمه سایتو بگم شما شاید به قسمت های چت هم یه نگاهی انداختین)


اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه! با تکیه بر ضرب المثل مشهور؛ فلفل نبین چه ریزه، بشکن بریز تو آبگوشت!!!


آقای پدر!

در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزه، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نمالید! plz
(خوب راست مگه بچم چیه هی بچه هارو بوس میکنن اینقدر بدم میاد بچه رو بوس کردن اه اه اه)

خانوم مادر!

جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!!
لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!
(خوب بلاخره که بچه یاد میگیره همه چیزو اینم خوشحالی داره اه اه اه)


پدر محترم!

هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد! مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش ” بول بول بول بول” می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!
(اصلا مردم اینقدر زن زلیل؟ یا نرو میوه بخر یا بچره نبر با خودت اه اه اه)


مادر محترم!

شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!
(وای اگر پدر مادرا این گیر دادنو نهداشتن چه دنیای خوبی داشتیم)


آقای پدر!

هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!
(اره دعوای اشکن حاله موضاعفی داره)



آقای پدر!

کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف” می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!(اخی نگاه کنین چه قدر آنده نگره؟)


خوب در کل بچه وقتی به این سن رسید دیگه لوس و غیره قابل تحمل میشود و اگر مجبورید یه همچین بچه ای رو در کنار خود ببینید تنها یک رته کار وجود دارد : وقتی حواسه پدر. مادر به بچه نیست نشکونش بگیرید و از محل فرار کنید.
با تشکر
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: 4چشمی    تاريخ: 5 تير 1389    بازديدها: 514 نظرات: 61
عزیزان سلام!

یه سال پرخاطره دیگه هم گذشت. امیدوارم سال خوبی بوده باشه. دوم که پدر من یکیو دراورد! بس که شیمی خوندم شبیه ماری کوری و اینا شدم! دیگه داشت باورم میشد مندلیفم. فقط موهام خوشگل ترن:-J البته این خرخونیا مال ترم اول بود!! یادش بخیر... ترم دوم من یکی که حال این بازیا رو ندارم! والله!!! میای نت صفا! درس واسه چیته؟! :D
بگذریم...
گفتم حالا که سال تقریبا تموم شده و کارنامه ها رو هم که میدن کم کم و اینا! منم یه پستی بنویسم و یه عرض اندامی (:D) بکنم و یکم هم اگه شد به عکسایی که این پایین هستن بخندیم. خوبه به هر حال! دور همیم دیگه:D حالا نخندیدینم اشکال نداره! فقط سعی کنید "صادقانه" به نیت های خوبم فکر کنید و از این صحبتا!
چه مقدمه لوسی شدا! اشکال نداره:D مخم ته کشیده:D
بریم سراغ عکسا!
هنوزم که اینجایید که! آهسته و پیوسته تشریف ببرید تو ادامه مطلب!
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: April    تاريخ: 3 تير 1389    بازديدها: 237 نظرات: 22
به نام یزدان پاک

همگی ناگهان در جایی افتادیم ، با اینکه از یکجا نیامده بودیم. به ما گفتند اینجا تیزهوشان است و شما سمپادی و هر کس که راه یافته تیزهوش و حسابش از دیگران جدا است! ما هم که از خدا خواسته به به و چه چه ای گفتیم و شروع کردیم به متفاوت بودن و انتشار تفاوت ؛ و این تفاوت چه داستان پیچیده ای بود که خودمان هم سری از آن در نیاوردیم. با این وجود هیچ وقت کم نگذاشتیم و همیشه تلاشمان را کردیم…
 
ادامه مطلب


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 صفحه بعد


هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است.
"اونور" هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب نوشته شده توسط کاربران و نظرات آنها ندارد.
Copyright © 2010 By Unvar.ir, All Rights Reserved.
تبليغات