<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>iNvAr-E-uNvAr</title>
<link>http://unvar.ir/invar/</link>
<language>fa</language>
<description>iNvAr-E-uNvAr</description>
<generator>DataLife Engine</generator><item>
<title>مشکلات ناشی از ویروس در کامپیوتر شما - قسمت 1</title>
<guid isPermaLink="true">http://unvar.ir/invar/educate/138-moshkelate-nashi-az-virus-1.html</guid>
<link>http://unvar.ir/invar/educate/138-moshkelate-nashi-az-virus-1.html</link>
<description><![CDATA[از امروز تصمیم گرفتیم که هر هفته یکی از مشکلات احتمالی که ناشی از ویروس ها هستش رو مطرح کنیم تا اگه این مشکل رو داشتین بتونین رفعش کنین.<br /><br />این هفته هم یه مشکلی که جدیداً تو اکثر فلش مموری ها ایجاد شده رو توضیح میدیم.<br /><br />با ما همراه باشید...]]></description>
<category><![CDATA[آموزش و مشاوره]]></category>
<dc:creator>SaMa</dc:creator>
<pubDate>Sat, 04 Sep 2010 12:01:11 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>كاملا بدون شرح!!</title>
<guid isPermaLink="true">http://unvar.ir/invar/main/135-bedoone-sharh.html</guid>
<link>http://unvar.ir/invar/main/135-bedoone-sharh.html</link>
<description><![CDATA[سلام به همه ي دوستان سمپادي و غير سمپادي عزيز!<br />همه ي شما يا كنكور دادين و قبول شدين يا نشدين و يا اينكه هنوز كنكور ندادين!<br />دوستاني كه كنكور دادن ميتونن تجربيات ديگه شونو اضافه كنن تو نظرات!!<br />دوستان ديگه هم كه كنكور ندادن ميتونن با آينده ي نه چندان دورشون در ادامه ي مطلب آشنا بشن!!]]></description>
<category><![CDATA[خبرها]]></category>
<dc:creator>خط خطي-2</dc:creator>
<pubDate>Fri, 27 Aug 2010 14:25:47 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>بهشت کجاست؟؟!!!...</title>
<guid isPermaLink="true">http://unvar.ir/invar/educate/137-bhsht-kjast.html</guid>
<link>http://unvar.ir/invar/educate/137-bhsht-kjast.html</link>
<description><![CDATA[شاید بپرسید تو که خودت ادعای شاعری و نویسندگی داری چرا نوشته یِ یکی دیگه رو آپ می کنی.آره ادعام میشه ولی نمی دونم چرا هر وقت این داستان پائلو کوئلیو رو می خونم کل بدنم شروع می کنه به لرزیدن. واسه همین تصمیم گرفتم این مطلب رو بذارم سر سایت البته اگه از هفت خوان سانسور جونِ سالم در ببره.من اسم داستان رو می ذارم «بهشت کجاست»<br />مردي با اسب و سگش در جاده اي راه مي رفتند.هنگام عبور از کنار  درخت عظيمي صاعقه اي فرود آمد وهمه را کشت.امامرد نفهميد که  ديگر اين دنيا را ترک کــرده است.وهمــچنان با دو جانورش پيش  مي رفت،پياده روي درازي بود،تپه بلندي بود،آفتاب تندی بود،عــرق  مي ريختند وبه شدت تشنه بودند.در يک پيچ جاده،دروازه تمام مرمري  عظيمي ديدند که به ميداني با سنگ فرش طلا باز مي شد ودر وسط آن  چشمه اي بود که آب زلالي از آن جاري بود.رهگذر رو به مرد دروازه بان  کرد :-روز بخير...دروازه بان پاسخداد:روز بخير.. .- اينجا کجاست که  اينقدر زيباست. - اينجا بهشت است.-چه خوب که به بهشت رسيديم ، خيلي تشنه ايم.دروازه بان به چشمه اشاره کردوگفت مي توانيــد وارد  شويد وهر چه قدر دلتان ميخواهد آب بنوشيد. - اســب وسگــم هم  تشنه اندنگهبان گفت: واقعا متاسفم ورود جانوران به اينجا ممنوع است مرد خيلي نا اميد شد چون خيلي تشنه بود اما حاضر نبود تنهايــي آب  بنوشد.از نگهبان تشکر کرد وبه راهـش ادامه داد.پس از ايــنکه مدت  درازي از تپه بالا رفتندبه مزرعه اي رسيدند راه ورود به اين مـــزرعه  دروازه اي قديمي بود که به يک جاده خاکي با درختاني در دو طرفش  باز مي شد.مردي در زير سايه درختان دراز کشيده بود وصورتش را با کلاهي پوشانده بود احتملا خوابيده بود.مسافر گفت:روز بخير.مرد با  سرش جواب داد.-ما خيلي تشنه ايم.من،اسبم وسگم. مرد به جايي  اشاره کرد ميان آن سنگ ها چشمه اي است.مي توانيد هر قدر که مي خواهيد بنوشيد.مرد اسب وسگ به کنار چشمه رفتندوتشنگي شان  را فرو نشاندندمسافر برگشت تا از مرد تشکر کند مرد گفت هر وقت  دوست داشتيد برگرديد-فقط مي خواهم بدانم نام اينجا چيست؟ -بهشت-.بهشت؟ام نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت  است.-آنجا بهشت نيست،دوزخ است.مسافر حيران ماند:بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نکنند.اين اطلاعات غلط  ميتواند باعثِ سردرگمي زيادي بشود.-کاملا برعکس،در حقيقت لطف بزرگي به ما ميکنند چون تمام آنهايي که حاضر اند بهترين  دوستانشان را ترک کنند  همان جا مي مانند]]></description>
<category><![CDATA[آموزش و مشاوره]]></category>
<dc:creator>بازار</dc:creator>
<pubDate>Thu, 12 Aug 2010 22:37:04 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>شاخ به شاخ شدن با خر</title>
<guid isPermaLink="true">http://unvar.ir/invar/main/131-shakh-be-shakh-shodan-ba-khar.html</guid>
<link>http://unvar.ir/invar/main/131-shakh-be-shakh-shodan-ba-khar.html</link>
<description><![CDATA[در چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می کردند.(خوب اصلا خر ها به زنبور ها چه؟ خودشون مشکله اولیه رو درست میکنن ها)<br />روزی از روزهاخری برای خوردن علف به چمنزار می آید و مشغول خوردن می شود.<br />از قضا گل کوچکی را که زنبوری در بین گلهای کوچکش مشغول مکیدن شیره بود، می کند و زنبور بیچاره که خود را بین دندانهای خر اسیر و مردنی می بیند، زبان خر را نیش می زند و تا خر دهان باز می کند او نیز از لای دندانهایش بیرون می پرد.اخه مگه دندونای خر چقدر فاصله بینشون بوده که این زنبوره له نشده همون اول به حق چیزا ی ندیده(درست گفتم؟))<br />خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد می کند، عر عر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال می کند.<br />زنبور به کندویشان پناه می برد.<br />به صدای عربده خر، ملکه زنبورها از کندو بیرون می آید و حال و قضیه را می پرسد.<br />خر می گوید :<br />زنبور خاطی شما زبانم را نیش زده است باید او را بکشم<br />ملکه زنبورها به سربازهایش دستور می دهد که زنبور خاطی را گرفته و پیش او بیاورند. سربازها زنبور خاطی را پیش ملکه زنبورها می برند و طفلکی زنبور شرح می دهد که برای نجات جانش از زیر دندانهای خر مجبور به نیش زدن زبانش شده است و کارش از روی دشمنی و عمد نبوده است. ملکه زنبورها وقتی حقیقت را می فهمد، از خر عذر خواهی می کند و می گوید:<br />شما بفرمائید من این زنبور را مجازات می کنم.(بیا اینم از زنبورها که میگن نظمو انضباط دارن میخوان سره خرو شیره بمالن اما خره مگه خره که اینجوری خر بشه؟)<br />خر قبول نمی کند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر می کند که نه خیر این زنبور زبانم را نیش زده است و باید او را بکشم.<br /> ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر می کند(اخی جوان ناکام به خاطر یه خرییت میمیره). زنبور با آه و زاری می گوید:<br /> قربان من برای دفاع از جان خودم زبان خر را نیش زدم. آیا حکم اعدام برایم عادلانه است ؟<br />ملکه زنبورها با تاسف فراوان می گوید:<br /> می دانم که مرگ حق تو نیست. اما گناه تو اين كه با خر جماعت طرف شدی که زبان نمی فهمد و سزای کسی که با خر طرف شود همین است<br />پس  بیاید با هم عهد کنیم که با خر ها طرف نشویم]]></description>
<category><![CDATA[خبرها]]></category>
<dc:creator>nomad</dc:creator>
<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 21:40:38 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>همه مخلوفات خدا</title>
<guid isPermaLink="true">http://unvar.ir/invar/educate/134-hmh-mkhlvfat-khda.html</guid>
<link>http://unvar.ir/invar/educate/134-hmh-mkhlvfat-khda.html</link>
<description><![CDATA[<div align="center">به نام خدا</div><br /><br /><!--colorstart:#3366FF--><span style="color:#3366FF"><!--/colorstart-->سلام بر بروبكس اينورو اونور !(هيچ ور ديگه اي قبول نيستا!) <!--colorend--></span><!--/colorend--> <!--smile:tongue--><img style="vertical-align: middle;border: none;" alt="tongue" src="http://unvar.ir/invar/engine/data/emoticons/tongue.gif" /><!--/smile--> <br /><!--colorstart:#3366FF--><span style="color:#3366FF"><!--/colorstart-->نميدونم راجع به اين يكي پست چي ميگين اما ميذارمش تا ببينم چي ميشه!!!<!--colorend--></span><!--/colorend--> <!--smile:feel--><img style="vertical-align: middle;border: none;" alt="feel" src="http://unvar.ir/invar/engine/data/emoticons/feel.gif" /><!--/smile--> <br /><br /><br />بعضی از آدم ها خود را تنها موجود زنده این زمین نمیدانند آنها مغرور نیستند و انقدر به انسان بودن خود پز نمیدهند.<br /><br /> <br /><div align="center"><img src="http://www.pattayadiscoverybeach.com/images/tour/origina" alt='همه مخلوفات خدا' title='همه مخلوفات خدا' /></div>[center][/center]]]></description>
<category><![CDATA[آموزش و مشاوره]]></category>
<dc:creator>SaNi</dc:creator>
<pubDate>Thu, 22 Jul 2010 15:40:32 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>انجمن گفتگوی اونور</title>
<guid isPermaLink="true">http://unvar.ir/invar/main/136-anjmn-gftgve-avnvr.html</guid>
<link>http://unvar.ir/invar/main/136-anjmn-gftgve-avnvr.html</link>
<description><![CDATA[انجمن گفتگو یکی از جدیدترین و مناسب ترین ابزارهای وب جهت تبادل اطلاعات مفید بین کابران اینترنت می باشد. کار با انجمن برای کاربرانی که سابقه فعالیت در این گونه انجمن ها را ندارد در ابتدا ممکن است کمی پیچیده به نظر بیاید اما واقعیت اینطور نیست. بلکه کار با انجمن های گفتگو بسیار آسان است. فقط به صرف اندکی زمان و حوصله نیاز دارد. اگرچه تا کنون انجمن های بیشماری در زمینه های مختلف از جمله مدارس سمپاد، دانش آموزان، فارغ التحصیلان و ... تاسیس شده اما هدف وبسایت اونور از راه اندازی چنین بخشی موارد زیر است: <br /><b>-</b>مطرح شدن مسائلی که در قالب وبلاگ قادر به بحث و مناظره در رابطه با آن نبودیم. <br /><b>-</b>دارا بودن موضوعات مختلف و متنوع برای علایق و سلیقه های افراد متفاوت. <br /><b>-</b>بازگشایی انجمنی با سبکی جدید و با شعار "بدون مرز" به این معنا که هر فرد، چه دانش آموز، دانشجو، سمپادی و یا غیر سمپادی می تواند در آن عضویت داشته باشد و به فعالیت بپردازد. <br /><br />برای ورود و عضویت در انجمن <b><a href="http://forum.unvar.ir" >اینجا</a></b> کلیک کنید.<br />برای دیدن قوانین فعالیت در انجمن <b><a href="http://forum.unvar.ir/index.php?topic=3.msg3#new" >اینجا</a></b> کلیک کنید.<br />برای مشاهده راهنمای استفاده از انجمن <b><a href="http://forum.unvar.ir/index.php?action=help" >اینجا</a></b>کلیک کنید.]]></description>
<category><![CDATA[خبرها]]></category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Sat, 17 Jul 2010 15:33:00 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>درس امروز: معلم شناسی</title>
<guid isPermaLink="true">http://unvar.ir/invar/main/129-drs-amrvz-malm-shnasi.html</guid>
<link>http://unvar.ir/invar/main/129-drs-amrvz-malm-shnasi.html</link>
<description><![CDATA[السلام و علیک یا دانش آموزات و دانش آموزان: ما خیلی وقت بود یه مطلب نذاشته بودیم گفتیم حالا هم یه مطلب بذاریم که کپی نباشه داش سیا غرش رو سر جون ما بزنه هم در باب طنز و سرگرمی باشه که با توجه به نظر سنجی آزاد و در دموکراسی تا حالا بیشترین مورد رو کسب کرده و البت چون کارنامه ها رو دادن و ما دیگه خرمون از پل گذشته گفتیم بیایم یه چند خط طنز در باب معلما بنویسیم که اگر در طول سال ازشون بد بختی کشیدیم حداقل آخر سال یه خیری لبخندی بیاد رو لبامون. در ضمن من زیاد طنزم قوی نیست بهم نگیرید اگر بد بود تمرین میکنم خوب میشه.<br />به دوستان علاقه مند توصیه میشه که ادامه مطلب رو بخونن، با تشکر.]]></description>
<category><![CDATA[خبرها]]></category>
<dc:creator>hello kitty</dc:creator>
<pubDate>Fri, 16 Jul 2010 10:20:30 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>اندر حکایت انتخاب رشته</title>
<guid isPermaLink="true">http://unvar.ir/invar/educate/105-andr-hkait-antkhab-rshth.html</guid>
<link>http://unvar.ir/invar/educate/105-andr-hkait-antkhab-rshth.html</link>
<description><![CDATA[ما را که بجز توبه شکستن هنری نیست !!!<br />سلام دوستان ! <br />خوبین جفت و جورین ،دماغا همه چاقه ؟! امیدوارم کیفتون ( البته هم  keyfetun هم kifetun ) کوک باشه . نمی دونم زمانی که این مطلب آپ می شه در حال چه کاری هستید و روز رو چطوری میگذرونید ولی امیدوارم دلتون شاد و لبتون خندون باشه . الهی . بگذریم . . . .<br /><br />دوباره می خوام یه بحثی جدی رو باز کنم ، هر چند بسیاری از شما از من در این زمینه استادترین و بهتر از خیلی از مشاورهای تحصیلی این مسائل رو بلدید ولی بهتر دونستم ، دونسته هامون رو به اشتراک بذاریم . هم برای کنکوری ها خوبه ، هم برای قبل کنکوری ها و حداقلش به درد من و داش سیا هم نمی خوره . ( شوخی بود ) .  <!--smile:wink--><img style="vertical-align: middle;border: none;" alt="wink" src="http://unvar.ir/invar/engine/data/emoticons/wink.gif" /><!--/smile--> <br /><br />ادامه ی مطلب رو که همچین کوتاه هم نیست باهم مرور می کنیم . . . .]]></description>
<category><![CDATA[آموزش و مشاوره]]></category>
<dc:creator>غریبه</dc:creator>
<pubDate>Mon, 12 Jul 2010 08:48:24 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>نی نی جون</title>
<guid isPermaLink="true">http://unvar.ir/invar/main/132-ni-ni-jvn.html</guid>
<link>http://unvar.ir/invar/main/132-ni-ni-jvn.html</link>
<description><![CDATA[<!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart--><b><div align="center">این  مطلب هم توی همون سایته توسط بنده خوانده شده و چون توی سایت حرفای بدبد زده بودن اسمشو نمیگم  زشته یاد میگیرید من مثله یه دختر خوب مطالبی که مورد ندارنو واستون به زبون خودم نقل میکنم(البته باید بگم که حرفایه بدبد توی قسمت چتشون بوده اما اگر اسمه سایتو بگم شما شاید به قسمت های چت هم یه نگاهی انداختین)</div></b><!--colorend--></span><!--/colorend--><br /><br /><b>اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه! </b>با تکیه بر ضرب المثل مشهور؛ فلفل نبین چه ریزه، بشکن بریز تو آبگوشت!!!<br /><br /><br />آقای پدر! <br /><br />در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزه، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نمالید! plz<br />(خوب راست مگه بچم چیه هی بچه هارو بوس میکنن اینقدر بدم میاد بچه رو بوس کردن اه اه اه)<br /><br />خانوم مادر! <br /><br />جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! <br />لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!<br />(خوب بلاخره که بچه یاد میگیره همه چیزو  اینم خوشحالی داره اه اه اه)<br /><br /><br />پدر محترم! <br /><br />هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد! مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش ” بول بول بول بول” می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!<br />(اصلا مردم اینقدر زن زلیل؟ یا نرو میوه بخر یا بچره نبر با خودت اه اه اه)<br /><br /><br />مادر محترم! <br /><br />شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!<br />(وای اگر پدر مادرا این گیر دادنو نهداشتن چه دنیای خوبی داشتیم)<br /><br /><br />آقای پدر! <br /><br />هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!<br />(اره دعوای اشکن حاله موضاعفی داره)<br /><br /><br /><br />آقای پدر! <br /><br />کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف” می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!(اخی نگاه کنین چه قدر آنده نگره؟)<br /><br /><br />خوب در کل بچه وقتی به این سن رسید دیگه لوس  و غیره قابل تحمل میشود و اگر مجبورید یه همچین بچه ای رو در کنار خود ببینید تنها یک رته کار وجود دارد : وقتی حواسه پدر. مادر به بچه نیست نشکونش بگیرید و از محل فرار کنید. <br />با تشکر]]></description>
<category><![CDATA[خبرها]]></category>
<dc:creator>nomad</dc:creator>
<pubDate>Tue, 06 Jul 2010 15:56:34 +0430</pubDate>
</item><item>
<title>کلاسهای آمادگی برای آقایان - طنز</title>
<guid isPermaLink="true">http://unvar.ir/invar/educate/127-klashai-amadgi-brai-aghaian-tnz.html</guid>
<link>http://unvar.ir/invar/educate/127-klashai-amadgi-brai-aghaian-tnz.html</link>
<description><![CDATA[<!--colorstart:#330099--><span style="color:#330099"><!--/colorstart-->قبل از خواندن مطلب اصلي از آقايون و خانوم هايي كه خيلي باجنبه نيستند خواهشمنديم كه از خواندن اين پست و ارسال نظرات تهاجمي خود داري كنند...<br />طنزه ديگه!!!...بيشتر جنبه شوخي و ايجاد لبخند(نه لبخند تلخ!!!لبخند شيرين!اينجوري: <!--smile:wink--><img style="vertical-align: middle;border: none;" alt="wink" src="http://unvar.ir/invar/engine/data/emoticons/wink.gif" /><!--/smile--> )<!--colorend--></span><!--/colorend--><br /><br /><b>موضوع دوره: </b>رسیدن به سطح هوشی یک خانم (کامل شدن) <!--colorstart:#3333FF--><span style="color:#3333FF"><!--/colorstart-->(خيلي ها همين جا بي جنبه بازي درميارن و گارد ميگيرن !!!! لطفا عضلاتتونو شل كنيد و نفس عميق بكشيد و به خودتون ياد آوري كنيد كه من جنبه شوخيم بالاست!!)<!--colorend--></span><!--/colorend--><br /><br />هدفهای آموزشی: کلاسهای آمادگی دایم برای مردان تا عضوی از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوی که آنان منکر وجود آن هستند.<br /> <br />برنامه: 4 واحد اجباری<br /><br /> <!--colorstart:#6600CC--><span style="color:#6600CC"><!--/colorstart-->واحد 1 :<!--colorend--></span><!--/colorend--> کلاسهای اجباری <br /><br />1. بیاموزیم چگونه بدون مادرمان زندگی کنیم.(2000 ساعت)<br /><br />2. زن من مادر من نیست.( 350 ساعت)<br /><br />3. تمام درآمدم را به زنم می دهم.(550 ساعت)<br /><br />4. می فهمم که فوتبال ورزش نیست و رونالدو یک ابله است.(500 ساعت)<br /><br />5. زن من پرستار من نیست.<br /><br />6. زن من کلفَت من نیست.<br /> <br /><!--colorstart:#6600CC--><span style="color:#6600CC"><!--/colorstart-->واحد 2 :<!--colorend--></span><!--/colorend--> زندگی مشترک<br /><br />1. بچه دار شدن بدون احساس حسادت.(50 ساعت)<br /><br />2. ترک اعتیاد به بازی کردن با کنترل از راه دور تلویزیون.( 550 ساعت) ...]]></description>
<category><![CDATA[آموزش و مشاوره]]></category>
<dc:creator>SaNi</dc:creator>
<pubDate>Sat, 03 Jul 2010 12:57:29 +0430</pubDate>
</item></channel></rss>