نظرسنجي

آخرين مطالب سايت

مطالب پر بازديد

آمار سايت
آمار مطالب يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 4
کل: 115
کل نظرات: 3868
آمار کاربران يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 3
کل: 140
بن شدگان: 8
جديدترين عضو: ice
آمار پست هاي انجمن يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 0
کل: 6
کل تاپيک ها: 3
افراد آنلاين عضو: 0
ميهمان: 1
مجموع: 1

کاربران آنلاين:
Search Robots

موضوع: ---    نويسنده: nomad    تاريخ: 28 خرداد 1389    بازديدها: 604 نظرات: 84
سلام بر همه خیلی وقت بود توضیحات این جوری اضافه نکرده بودم به مطالب. فقط می خواستم برای بار n ام بگم که شما (خطابم فقط به nomad نیست، به همه کپی کننده هاست) که این قدر مطلب کپی میذارید، حداقل پایین مطلب لینک سایت یا کتابی رو که ازش کپی کردین بذارین. بله! کپی کردن از کتاب هم کپی محسوب میشه، درسته که زحمت تایپ داره، ولی از لحاظ ارزشی هر دو متعلق به یه نویسنده دیگه اند و راه اخلاقیش اینه که اسم نویسنده رو ذکر کرد. اینم اضافه کنم که اینو به عنوان یه چراغ سبز برای کپی در نظر نگیرید و سعی کنید بیشتر از خودتون مطلب بنویسید. ~ داش سیا

این چکیده ی یه کتابه که دوستم بهم معرفی کرد دوست داشتم اسمشو بگم اما دوستم اجازه نداد
لطفآ نظراتونو بدون تعصب بگید مرسی
بررسی جایگاه زن در ایران باستان و در دوره های هخامنشی و آیین زرتشت که به نوعی دوره آغاز شکل گیری سرزمین آریایی هاست ، نشاندهنده سطح والای فکری مردمان آن روزگار است که در بسیاری موارد ، افسوس را با خود به ارمغان می آورد ، چرا که اگر تحولات ناشی از حکومتهای گوناگون آن زمان تغییری در شرایط زیستی آدمیان ایجاد نمی کرد ، ایران و ایرانی ، هم اکنون بعنوان بزرگترین مدعی حقوق انسانی در دنیا شناخته می شد و این عنوان را زینت نام خود می کرد .
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: بازار    تاريخ: 25 خرداد 1389    بازديدها: 354 نظرات: 51
این دومين مطلب منه که تقدیمش می کنم به تمام عاشقان مخصوصا هانی و یار بی همتای تنهایی هام سینا!
درد عاشق
نمی دانم چرا اینقدر پر دردم
من آن رنگین آسمان چشمانش را نخواهم برد از یادم
ویا آن ماهگون رخسارش را
در این تنهایی و غربت
کسی نیست یاور و همدم
بر این خسته دل پر غم
من امشب از پی آنم
که از گیسوی چون آبش
بسازم افسانه هایی چند
و از آن لب لعلش
بنوشم باده صافی
من امشب قصد دارم
فراوان گویم از یارم
آری! گریم و گویم ز زلفان پریشانش
ز آن دستان پر مهرش
که همچون آتشی سوزان
مرا جان سوخت در یادش
بیا ای همنشین ای مونس تنهایی ام
بیا باز گو داستان فراغ عاشق و معشوق
که شاید دست بر دارم ز این دردو ز این اندوه
که شاید چشم گیرم از این معشوق زیبارو
بیا ای دوست دست در کش بااین رفیق افتاده از پا
که بس محتاج آن دست هایت هستم
به راستی ز خاطر برده ام انگار
دست هامان نیست برای این تن خاکی
خدایا به این افتاده در شام سیاهی
باز پس ده ماهش را
که با آه و گریه می گویم:
(من این ماه می خواهم و دیگر هیچ)
خدایا نور شمعی را مکن دمساز
با این افتاده در شام سیاهی
که شمعم نیست کافی
خدایا! من ماه خویش می خواهم ودیگر هیچ!
خدایا این چشمان گنه آلوده را
باز برگردان به آن دشتی که
ماه است خورشید تابانش
که دیگر بار گردد طعمه آن ماهگون رویش
خدای کی در می رسد
آن چار ده شب
که من معکوس شمارم روزها را
که شاید باز بینم ماه را کامل
خدایا!بکن قسمت
دگر باره
گرفتن دستهایش را
خدایا من ماه خویش می خواهم و دیگر هیچ
 
ادامه مطلب


موضوع: ---    نويسنده: SaNi    تاريخ: 22 خرداد 1389    بازديدها: 439 نظرات: 60
سلام
شاعر شعر زير كيست؟!

آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آنکس كه نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند ونداند که نداند
در جهل مرکب ابد الدهر بماند

.
.
.

حال بحث شاعرش نيست بلكه :
ا درکشورما وضع چنین است بدانید :

آنکس که بداند وبداند که بداند
باید برود غازبه کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برودخویش به گوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتی و پولي خرك خویش براند

آنکس که نداند و نداند که نداند
برپست ریاست ابدالدهر بمان

fellow
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: داش سیا    تاريخ: 19 خرداد 1389    بازديدها: 1044 نظرات: 106
خب دیگه، سلام بر همه! خوب هستین؟ طبق نظرسنجی همه امتحانات رو ترکوندید و خیلی خوبه. خوشحال هستیم. اگه مصاحبه ای کردن عوامل موفقیت رو ازتون پرسیدن، بگین به خاطر مطالب آموزشی اونور بوده، ادمین 2 هم خیلی تاثیر داشته!
موضوع اصلی مطلب مدرسه ایرانی های سفارت جمهوری اسلامی ایران در کوالالامپوره، اما میخوام با یک عکس متفرقه از نبوغ ملت مالایی در زمینه استفاده بهینه از امکانات موجوده. این وسیله ی خفنی که در عکس پایین می بینین، یک دستگاه آبمیوه (سیب و پرتقال) هستش که از نوع take away ـه، یعنی در واقع نمی خوای لیوان رو پس بدی. حالا این قوم هوشمند و خلاق مالایی به جای استفاده از لیوان یه بار مصرف، این آبمیوه رو در پلاستیک میریزه و با استفاده از یک تکه نخ هم بالای پلاستیک رو می بنده که نریزه و هم دستگیره درست میکنه (الان دست من بالای نخ رو گرفته)، در واقع با یه تیر دو نشون زده. تازه نی هم گذاشته برید حال کنید. اتفاقاً می خواستن جایزه نوبل اختراعات رو به ابداع کننده این روش بدن، ولی چون استفاده از این روش فراگیره در مالزی، معلوم نشد به کی باید بدن و دیگه بیخیال شدن.

بوی گل ایران می آید همی!

نکته فنی: حالا اگه همین آبمیوه رو تو لیوان یه بار مصرف میریختن چی میشد؟ اتفاقاً به امکاناتش این هم اضافه میشد که اگه میذاشتیمش رو میز، نمی ریخت. پس چرا از لیوان یه بار مصرف استفاده نمیشه؟ به کسی که تونست جواب بده، بستنی جایزه داده میشه. حالا برید ادامه مطلب اصل مطلب رو بخونید!
 
ادامه مطلب


موضوع: ---    نويسنده: SaNi    تاريخ: 16 خرداد 1389    بازديدها: 726 نظرات: 83
گاو ما ما می كرد. گوسفند بع بع می كرد. سگ واق واق می كرد و همه با هم فریاد می زدند حسنك كجایی!‏

شب شده بود ، اما حسنك به خانه نیومده بود. حسنك مدت زیادیه كه به خانه نمی آید. اون به شهر رفته و شلوار جین و تی شرت های تنگ می پوشه و هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زنه. موهای حسنك دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او موهای خود را با گلت صاف می کنه.‏

دیروز كه حسنك با كبری چت می كرد، كبری گفت تصمیم بزرگی گرفته.كبری تصمیم داشت حسنك رو ول كنه و دیگه باهاش چت نكنه ، چون اون با پتروس چت می كرد.پتروس مثل همیشه پای كامپیوترش نشسته بود و چت می كرد. پتروس دید كه سد سوراخ شده اما انگشتش درد می كرد چون زیاد چت كرده بود.اون نمی دونست كه سد تا چند لحظه ی دیگر می شكنه . پتروس در حال چت كردن غرق شد.‏

برای مراسم دفنش كبری تصمیم گرفت با قطار به اونجا بره . اما كوه روی ریل ریزش كرده بود. ریزعلی دید كه كوه ریزش كرده اما چون حوصله نداشت و سردش بود لباسش رو در نیاورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبری و مسافرای قطار مردن.‏

ریزعلی بدون توجه رفت خونه .خونه مثل همیشه سوت و كور بود. الان چند سالی است كه كوكب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخونده نداره او حتی مهمان خونده هم نداره.اون حوصله مهمون نداره.اون پول نداره تا شكم مهموناشو سیر كنه.‏

اون تو خونه تخم مرغ و پنیر داره اما گوشت نداره. كلاسش بالاست ، فامیلای پولدار داره.آخرین بار كه گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو بهش گوشت خر فروخت. اما اون از چوپون دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپون دروغگو دارد .
what
 
ادامه مطلب


موضوع: خبرها    نويسنده: غریبه    تاريخ: 12 خرداد 1389    بازديدها: 513 نظرات: 66
سلام دوستان !

امیدوارم درس و مرسا خوب باشن و از امتحانا راضی باشید ، نمی دونم این پست کی تأیید می شه ولی امیدوارم با نظر مساعد شورای ادمینی اونور حداقل یک روز قبل از روز مادر تأیید بشه ! الهی آمین feel

نمی دونم دلیلش چی بود که قصد کردم این پست رو بنویسم ، شاید نام فاطمه و شخصیت اون . شخصیتی که به دلیل احترام به جایگاه این بزرگوار روز تولدش را روز زن و روز مادر نام گذاری کرده اند و چه شایسته .

ادامه رو در ادامه بخونید
 
ادامه مطلب


موضوع: ---    نويسنده: Sheikh    تاريخ: 8 خرداد 1389    بازديدها: 499 نظرات: 57
این کتاب از دست نوشته های ایشان تهیه شده و بیشتر به نظرات شخصی در مورد مسائل مختلف میپردازد.
شریعتی در صفحات اولیه دست نوشته های خود، پس از اشاره کردن به خلقت انسان، با زبانی گاه گاه طنز آلود گله گذاری های خود را از این آفرینش آغاز میکند.صفحات اولیه این کتاب درباره گله شریعتی از خلقتهای عوضی ! است ! و از فرشتگان (به قول او این فرشتگان اند که به مثابه کودکی با گل سرشت آدم بازی میکنند و آن را به هر شکلی که دوست دارند در میاورند) به خاطر عوضی ! کردن آدمها گله میکند.
گزیده ای از این گله گذاریها را در اینجا اوردم.
**********
مثلا یارو میبینی مرد است،کت و شلوار و ریش و سبیل و اهن و تلوپ و صدای دورگه و کلاه شاپو و اسم مذکر و حتی زن و بچه و با این همه قرائن مثبت و دلایل مؤیده ی ذکوریت و رجولیتش، بعضی احساسات زنانه دارد !
مقصودم بعضی انحرافات جنسی نیست،نه،آن را خود این ابناء قابیل ! ابتکار کرده اند، صحبت از شوخی فرشتگان است که گاه آدم عوضی میسازند ! و گاه آدم خنده دار که مثلا مرد است، قر و غمزه میکند ! ناز میکند ! زیر ابرو بر میدارد،از عیالش در منزل کتک میخورد! و از فرط ((نجابت)) هیچ عکس العملی نشان نمیدهد،فقط میرود گوشه ای یواش یواش، بطوری که شوهر مؤنثش متوجه نشود و باز کتکش نزند گریه میکند !
و یا میرود پیش جاری سیبیلو یا آبجی ریش دار یا برادر گفته یا همسایه یا همکارش درد دل میکند، یا مینشیند و ساعتها غیبت میکند. یا در برابر رقیبش، دشمنیها و حسدهای ملاباجیانه میورزد ! و علیه همکار اداریش هوو گری میکند ! و برای از پا انداختنش به جادو و جنبل متوسل میشود !
اگر هیچ کار از دستش ساخته نبود کتاب دعا بر میدارد و با دلی شکسته به حرم و دخیل میبندد و زار زرا اشک میریزد. همکارش را نفرین میکند. برای مرضش، عزلش، تصادفش، نذر میکند، قربانی میکند !
و گاه حالات مشخص و روشنی در خود احساس میکند از قبیل برخی حالات ماهانه ! که در اینها سالانه و عمرانه است ! یعنی مادام العمر، ز گهواره تا گور قاعده اند و در ((قاعدگی)) زندگی را سر میکنند و رگلشان ! هرگز عقب و جلو نمیفتد ! هرگز تعطیل بردار نیست، حتی در ایام بارداری !
و نیز حالاتی از قبیل همین حاملگی با تمام عواقبش! از جمله ویار کردن! و هوس قره قوروت و ذغال مو و کاه گل کردن و شکمدار شدن!
یعنی میتوان باور کرد که خداوند بزرگ اینجور چیزها را میسازد ؟!
**********
خانواده های واکس زده ای که خیال میکنند با ((سر پا تولید مثل کردن)) و زبان خود را یکهو و بیخودی فراموش کردن و از تاریخ و فرهنگ خود چیزی ندانستن و حتی اسامی خاص و اصطلاحات رایج را تلفظ نتوانستن و شب ژانویه کاج خریدن و شب نشینی درست کردن، دیگر آسیایی نیستند و وارث فرهنگ و تاریخ و تربیت اروپا شده اند !

خوشتون اومد بگین بازم بذارم.
 
ادامه مطلب


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 12 صفحه بعد


هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است.
"اونور" هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب نوشته شده توسط کاربران و نظرات آنها ندارد.
Copyright © 2010 By Unvar.ir, All Rights Reserved.
تبليغات