حالا اول به این سوال چهارگزینه ای جواب بدید، برای کنکورتون هم خوبه! (آخی، کنکور دارید؟ )
این خانم که همچین، متفکرانه خیره شده به برگه کیه؟
1- یک دختر اسکل؟
2- یک دختر خیلی اسکل؟
3- یک دختر نسبتاً اسکل؟
4- یک دختر به تمام معنا اسکل؟
نه، اشتباه جواب دادید، این خانم معلم ریاضی مونه و اتفاقاً نسبت به معلم های دیگه هم افلاطونه! هر چند واقعاً برید دست معلم های ایران رو ببوسید و قدرشون رو بدونید. این قدر هم نگید معلما خوب نیستن و از این چیزا، این جا واقعاً معنی معلم چرت رو می فهمید!
حالا که فن تست زنیتون قوی شد! برسیم به اصل مطلب، اول بذارین در مورد ایرانی های این جا توضیح بدم!
دخترا ناراحت نشید، ولی خیلی وضعتون افتضاحه! معلوم نیست دختر ایرونی ها میان دانشگاه یا عروسی؟ هر کدومشون رو ببینی هفت قلم آرایش کردند نشستن سر کلاس درس! البته نمی خوام بگم بده ها، ولی به هر حال هر چیزی جای خودش رو داره، یه ذره با فرهنگ باشید! خلاصه، بدلباس ترین دخترای این جا ایرانی اند!
این جا جا داره که سخن دکتر محمود احمدی نژاد رو به یاد بیاریم: مردم ایران علاقه وافری به حجاب دارند!
و حرف از این دکتر چی توز شد، باید بگم که جو عمومی این کشور خراب شده، به نفع احمدی نژاده! همه شون احمدی نژاد رو دوست دارن خنگ ها! یعنی یه مشت آدم کم شعور، آدم میخواد فکشون رو بیاره پایین!
از دخترای ایرانی گفتم، به دخترای مالایی برسم! آقا آدم اینا رو می بینه جنسیت خودش رو فراموش می کنه اصلاً! بابا اینا چی ان؟؟؟؟؟؟؟؟ این عکس رو ببینین مثلا؟ (البته عکس خودم نیست، تو google ، پیدا کردم) ولی الحمدلله ایرانی ها این جا رو پر کردن و تو شهر خودمون (نزدیک کوالالامپور) فکر کنم نصف شهر ایرانی باشن! و تا وقتی ایرانی ها باشن، مشکلی نیست! البته این چینی-مالی ها مثل همین معلممون بدک نیستن و بعد ایرانی ها در رتبه دوم قرار دارن!
(اینا 4 تا داف مالایی هستند! :p )
و برگردیم به مالایی ها! آقا همه چی اینا عوضیه! بابا اینا بال مرغشون گرون تر رون مرغه! باورتون میشه؟ حتی مورچه هاشون هم به آدم نرفتن! مورچه هاشون میرن سمت آب خالی! مورچه دیده بودیم سمت عسل بره، ولی دیگه ندیده بودیم حمله ور بشه به لیوان آب!
اینا انگلیسی صحبت کردنشون هم افتضاحه، در خود زبان مالایی اینا یک قید تاکید به نام "لا" دارن، حالا این شاسکول ها این لا رو تو جمله های انگلیسیشون هم میگن! مثلاً وقتی میخوان چیزی رو تایید کنند، میگن of course la و جملاتی که در نوع خودش بی نظیره از قبیل I see la و ok la هم می بینیم که باید به این قوم باهوش تبریک گفت!
خب، یه ذره مطلب رو علمی ترش کنیم، که به سمپاد هم مربوط بشه، نحوه تدریس اینا از بعضی جهات بهتره از بعضی جهات بدتر. اول این که همین کنکور نیست، ذهن بچه ها خیلی آروم تره. درسا به صورت تشریحیه و وقت آدم برای این که یک تست رو در 30 ثانیه جواب بده تلف نمیشه! اما به نظرم درسا خیلی مفهومی یاد داده نمیشه و بیشتر تکنیک حل مسئله یاد میدن تا این که واقعاً مثلاً یک مفهوم فیزیکی از کجا ناشی میشه. معلم هاشون هم کم تجربه اند.
یه سوال دیگه که ممکنه براتون پیش بیاد اینه که در مملکت اسلامی مثل مالزی میشه club و bar و این چیزا هم داشت؟ جواب: بعله که میشه! البته من که بچه سر به راهی ام تا حالا با بچه ها نرفتم club ! به خاطر همین از توضیح جزئیات خودداری می کنم!
برسیم به مجمع دیوانگان امام خمینی! که همون مدرسه سفارت جمهوری اسلامی ایرانه! این مجتمع که قبلاً فقط یک ساختمون بود، شامل پیش دبستانی تا پیش دانشگاهی پسرونه و دخترونه میشه! معلم هاش هم آچار فرانسه اند و هر درسی رو بخوان، میدن! مدیر این مدرسه که غوغاست! یعنی طرف هیچ کاری نمی کنه تو مدرسه، همه اش کارا رو ناظما انجام میدن! یه چیزی مثل اون شعبانی خودمونه که اصلاً پیداش نبود!
ناظم هاشون هم صداشون رو اعصابه! نفر اولیشون یک خانم اصفهانیه که همه اش جیغ میزنه! بقیه شون هم همه یکی از یکی بدتر!
یکی بود آقای رفسنجانی، معلم ریاضی (چه فامیلی ای هم داشت!) : اول بسم الله به جای این که اصلاً بپرسه کارمون چیه، شماره اش رو داد گفت بیاید با من خصوصی بگیرید، عددهاش هم انگلیسی گفت، من اول فکر کردم طرف خیلی بلده، ولی کاری داشتم باید چیزی رو انگلیسی می نوشت. موقع انگلیسی نوشتنش که شد، الکی گفت من کار دارم و فرستادم پیش خانم بیات!
خانم بیات که مثلاً دانشجوی دکترای ریاضیه این رو نوشت
This course also according to the Iranian highschool in Iran!
اگر شما تونستید فعلی در جمله پیدا کنید و معنی according to در این جمله رو به من بگید، که بهتون شکلات جایزه میدم.
دانش آموزانش واقعاً نقطه اوج این مرکزند، اما در عین حال بسی اسکل و بسی خز می باشن! البته خیلی از دختر پسرهاشون با دستبند سبز میان تو مدرسه سفارت که جالبه، ولی از لحاظ اخلاقیات واقعاً خز اند. یک تیکه هایی گاهی اوقات میندازن، آدم نمیدونه باید بخنده یا گریه کنه. باید ببینینشون! مثلاً یکیشون در طی افدامی انقلابی موبایلش رو گذاشته بود تو جوراب سر جلسه امتحان، بعد وقتی ناظم موبایلش رو خواست، سریع دست کرد تو جورابش بهش داد! واقعاً نمی دونم هدفش از این کار چی بوده!
و اما یک سوال که الان در ذهنتون ایجاد شده، اینه که من مدرسه ایرانی ها چه می کنم؟ خب به دلایلی که توضیحش طولانیه من امتحان های ایران هم به صورت غیرحضوری میدم در زمان بندی سود می کنم. بله، درست فهمیدید! یعنی من این همه راه اومدم مالزی، ولی هنوز امتحان دینی میدم! واقعاً چقدر بدبختم!
اینم یه مجلس اینترنشنال هاست که عکس دسته جمعی گرفته شده! هر کس تونست من رو در عکس شناسایی کنه، شکلات جایزه میدم بازم!
ببخشید اگه آپ ام چرت بود، دیگه ادمین به زور مجبورم کرد! با انتقاد ها هم با آغوش باز برخورد می کنیم!